X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 17 مهر 1396

نگاهی به آلبوم تاریخ ساز Machine Head از گروه هارد راک Deep Purple

نوشته شده توسط سهراب در ساعت 11:10 ب.ظ

Machine Head - Deep Purple (Cover Art)




اگر کسی در دنیا باشد که گروه دیپ پرپل را نشناسد، به جرئت می توان گفت که چیزی از موسیقی نمی داند. ممکن است افرادی باشند که دیپ پرپل را نپسندند، اما قطعا همه آن را می شناسند. تصمیم دارم بهترین آلبوم بر حق آنها را بررسی کوتاهی کنم. آلبوم Machine Head به گواه بزرگترین منتقدان دنیا، و به گواه تاریخ موسیقی راک و متال، یکی از بهترین آلبوم های منتشر شده جهان، و یکی از نقاط عطف شکل گیری موسیقی هوی متال است. همواره بر سر اینکه دیپ پرپل گروهی راک است یا متال بحث وجود دارد و البته من شخصا طرفدار آنهایی هستم که دیپ پرپل را هارد راک میدانند نه بیشتر. اما اگر آلبومی وجود داشته باشد که دیپ پرپل در آن به سمت هوی متال پیش رفته است، قطعا همین آلبوم است. ترکیبی فوق العاده از عناصر کلاسیک هارد راک با ایده های نوآورانه هوی متال (در زمان خودش).


  ادامه مطلب ...
دوشنبه 27 شهریور 1396

سرشکستگی ...

نوشته شده توسط سهراب در ساعت 12:43 ب.ظ

سالها بود همونطور که نوشتن رو فراموش کرده بودم، خوندن رو هم از دست داده بودم. امروز راستش، داشتم وبلاگ آرمینا رو میخوندم، و جایی در بین نوشته های مثل همیشه شیرینش، عبارت «7-8 سال» چشمم رو گرفت. مبهوت شدم، به فکر فرو رفتم. به فکر اینکه 7-8 سال گذشته چطور بر من گذشت.  که چقدر زمان برای التیام یک درد لازمه، یا برای تسکین ؟ در بین تمام روزهای این 7-8 سال، که وقتی به اونها نگاه می کنم، بی اندازه عجیب به نظر می رسند، تمام آنچه گذشت برای التیام یافتن بود. زیاد برایم مهم نیست اشک هایی که ریخته شد، انتخاب های اشتباهی که صورت گرفت، زیاد ناراحت کننده نیست که خودم را به کلی از دست دادم، گم کردم و در اقیانوس بی کران زمان مستحیل شدم، ناراحت کننده نیست که سالها طول کشید تا خودم را دوباره پیدا کنم، اما چیزی که دردناک است، امروز است، اینکه وقتی دوباره خودم را پیدا کردم، دقیقا در همان نقطه اول بودم. این دردناکترین درکی است که آدم می تواند یک روز به آن برسد. و منکر تمام تجربه هایی که در این مسیر طولانی عجیب و غریب کسب کردم نیستم، منکر این نیستم که «دلیل» اینکه توانستم در نهایت خودم را بازیابم، همه آنچه بود که در این 7-8 سال گذشت. ولی راستش این است که به قول ژان پل سارتر : «آدم کافیست در آینه به خود نگاه کند: هر روز شباهتش به جنازه بیشتر می شود. این است نتیجه همه تجربه اش !»


یکبار گفتم، نوشتن تسکین می دهد، اما درمان نمی کند. اما حقیقتا تسکین ناکافی است و درمان ناممکن. و در ورای همه، درد ناگزیر !! پس چرا می نویسم ؟ چون همه ما در همه زندگی، در جبر مطلقی از اختیار کردن «بد» دربرابر «بدتر» قرار داریم، و من دوست ندارم مثل خیلی از لحظات 7-8 سال گذشته، تسلیم بدتر شده باشم. باید تمام انتخاب های اشتباه را اصلاح کنم. من مینویسم، تا فراموش کنم ... سرشکستگی ام را ...



پ.ن: حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد / همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم

دوشنبه 20 شهریور 1396

نقل قول هایی از ژان پل سارتر

نوشته شده توسط سهراب در ساعت 11:14 ب.ظ

«این زمان است، زمان تماما برهنه! آهسته بوجود می آید، ما را در انتظار می گذارد، و هنگامی که آمد دلمان آشوب می شود، زیرا متوجه می شویم که از مدتها پیش آنجا بوده است.»

(تهوع / سارتر)


« چه اهمیتی دارد در روی زمین درباره تو چه فکر می کنند ؟ فراموشش کن ! همه آدم های روی زمین هم می میرند، پس چه اهمیتی دارد درباره تو چه فکری می کنند؟»

(دوزخ / سارتر)


«هستی حافظه ندارد. از محو شده ها هیچ چیز بر جای نمی گذارد، حتی یک خاطره. وجود همه جا هست، تا بی نهایت، بیش از حد، برای همیشه و در همه جا. وجود با هیچ چیز غیر از وجود محدود نمی شود.»

(نهوع / سارتر)



( تعداد کل: 232 )
   1       2       3       4       5       ...       78    >>