X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 17 مرداد 1389

چنین گفت ...

نوشته شده توسط سهراب در ساعت 11:01 ب.ظ

ارسلان میگه : « یه گهی نخور که بعدا به گه خوردن بیافتی ! »


ارسلان راست میگه ... ولی خوب من کلا معتقدم زندگی مجموعه ای از همین گه خوردن ها و به گه خوردن افتادن هاست، با عرض پوزش :دی !


مصطفی میگه : « باید فقط فکر کنی ... »


و من اینقدر فکر کردم که مغزم داره بخار میشه ... و هرچی بیشتر فکر میکنم بیشتر سردرگم میشم ... و دارم خسته میشم !


پسرعمو میگه : « باید دلت لرزیده باشه ... اگه دلت نلرزیده داری وقتت رو تلف میکنی ! »


و من دقیقا یادم نمیاد که دلم لرزید یا نه ... و اصلا بستگی داره دل لرزیدن من و پسرعمو چقدر با هم هم تعریف باشه !


نیلوفر میگه : « تو دوسش داری ! از چی اینقدر میترسی ؟؟ »


و من نه مطمئنم که دوسش داشته باشم و نه میدونم که چی من رو میترسونه ...


تینا میگه : « واقعا که ... »


و من دارم ایمان میارم که واقعا که ... این من نیستم ، هیچ کدومش رفتارای من نیست و این واقعا مایوس کننده است ...


آرمینا میگه : « گاهی آدم یه حرفایی که میخواد بشنوه رو تو جایی که فکرش رو نمیکنه و از کسی که فکرش رو نمیکنه میشنوه ... »


و دقیقا این وضعیت این مدته منه ... آرمینا راست میگه !





پ.ن: سعدی میگه : « دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم / باید اول به تو گفتن، که چنین خوب چرایی ؟ »

پ.ن2: تقابل منطق و احساس ...

پ.ن3: طبق آخرین کشفیات من تنهایی مشتق احساسات نسبت به دوستانه یعنی حد احساسات وقتی که تعداد دوستان به صفر میل میکنه !

پ.ن4: یه پست قبلا نوشته بودم به اسم «مرد که گریه نمیکنه !» ... حالا یه آهنگ از گروه «آبجیز» شنیدم با همین عنوان که واقعا دوست داشتم -->>  لینک!

پ.ن5: این پست در مرور زمان تکمیل خواهد شد ... !


پ.ن6: تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا میسازن / گلای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن

     اگه مردای تو قصه، بدونن که اینجایی / برای بردن تو با اسب بالدار می تازن (نیاز، فریدن فروغی)


نظرات (8)
شنبه 30 مرداد 1389
|+| نوشته شده توسط سعید در ساعت 11:56 ق.ظ
ببین بقی رو ول کن! ببین خودت چی باید بگی و کبنی
پنج‌شنبه 28 مرداد 1389
|+| نوشته شده توسط Dep در ساعت 01:38 ق.ظ
جالب بود
من که دوست داشتم
اینم از من داشته باش همیشه کاری رو بکن که حس می کنی خوبه و هیچ وقت ازش پشیمون نشو!
شنبه 23 مرداد 1389
|+| نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 06:20 ب.ظ
بسی حالیدیم با این سخنان بزرگان
چهارشنبه 20 مرداد 1389
|+| نوشته شده توسط محمد در ساعت 12:37 ق.ظ
آقا جمله ارسلان اون اول خدا بودا ، یعنی باید قاب کرد زد به دیوار:دی
سه‌شنبه 19 مرداد 1389
|+| نوشته شده توسط ََUmbra در ساعت 04:45 ب.ظ
بلاگت باحاله! این خودت رفیق!!!

فرشید بلک
دوشنبه 18 مرداد 1389
|+| نوشته شده توسط دلارام در ساعت 01:15 ب.ظ
خودت میگفتی منم حرفای قشنگ میزنم
یکشنبه 17 مرداد 1389
|+| نوشته شده توسط رها در ساعت 11:08 ب.ظ
چرا اینجا بدون اسم می ذاره ارسال شه سی ام /:) !!
یکشنبه 17 مرداد 1389
|+| نوشته شده توسط در ساعت 11:06 ب.ظ
اولین باری که اومدم بلاگت تو آرشیو بلاگت اولین پستی که خوندم همین بود : مرگ که گریه نمی کنه !!
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.