X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 4 شهریور 1389

ساده ... !

نوشته شده توسط سهراب در ساعت 11:01 ب.ظ

همیشه از اون آدمایی بودم که متهم بودم به پیچیدگی ... خودم هیچوقت زیاد احساس پیچیدگی و غیرقابل کشف بودن نکردم ولی ...


از بچگیم بخوام بگم، ساده زندگی کردم، ساده بزرگ شدم، با حقوق معلمی بابام ! ولی به قول شما مسلمونا(!) نون حلال خوردم همیشه !


همیشه سیاستمدار بودم ! سیاستمدار بودن سادگی نیست ! ولی اینکه آدم بگه که سیاستمداره سادگیه :دی ! خیلی چیزا رو زودتر از اینکه بهم بگن میفهمیدم ! خیلی چیزای رو اصلا نباید میدونستم حتی و بعد به روی خودم نمی آوردم و این خیلی کمک میکرد !


هیچوقت یادم نمیاد از چیزی خجالت کشیده باشم ! یعنی فکر کنم آخرین باری که خجالت کشیدم اونقدر کوچیک بودم که یادم نیست ! چون هیچوقت کاری نکردم که مایه خجالتم باشه حتی اگر از نظر دیگران خجالت آمیز بوده ! نه از حرفام، نه از رفتارام، نه از لباس (یا حتی از لباس نپوشیدنم :دی) !!


رابطه ام با مامانم، همیشه متوسط بود، هیچوقت واقعا خوب نبود ! ده سالم که بود مریض شد ! چهارسال با مریضیش و با فکر از دست دادنش زندگی کردم ! چهارده سالم بود که مادرم رو از دست دادم ! از اون موقع یه بابا بیشتر ندارم تو دنیا ! بعد فوت مامان پس اندازمون رو گذاشتیم رو هم تا قرضا و واما رو تصفیه کنیم و زندگیمون بیاد روی روال !!


اهل درس خوندن نبودم ! توی دبستان و راهنمایی نمره خوب میاوردم ! تو دبیرستان دیگه از همون نمره هم خبری نبود !


اتاقم ! یه اتاق سه درچهاره ! روی دیواراش، یه عکس سحابی گل رز ... یک پوستر کهکشان کلاه مکزیکی و یه تقویم سال 89 چسبوندم که با عکس سیاره زحل مزین شده ! کاغذ دیواری ندارم ! رنگه ! رنگش هم مال پونزده سال پیشه ! به چیز رفته رسما :دی !


یکی از دیوارای اتاقم کتابخونه است ! یه چیزی حدود 300-400 جلد کتاب دارم که یه صد جلدش رو هنوز فرصت نکردم بخونم ! میرم میخرم ولی حس خوندنش نمیاد :دی !


روزه میگرفتم تا پارسال ! با اینکه اعتقاد ندارم به هیچی ! یعنی کلا به "اعتقاد داشتن" اعتقاد ندارم ! :دی !


دوست دختر تا حالا نداشتم ! موقعیتش برام خیلی بوده ولی هیچوقت اهلش نبودم ! موهامم تا حالا فشن نکردم و حتی نمیدونم این فشن دقیقا چیه ! گاهی ژل میزنم ولی برای مدلای ساده ! لباس مارک نداشتم ! فکر کنم جز یه کفش Nike که پاره شد و یه شلوار Gucci که تازگی گرفتم تو زندگیم لباس مارک نپوشیدم ! مگر این کفشا که چرم مشهد میسازه و مارک پوما میزنه روش :دی !


رویاهام همیشه در حال تغییر بود ! ولی از رویاهای ثابتم این بود که توی نجوم و فیزیک پیش برم، تو ایران دانشگاه شریف، اگه شد خارج دانشگاه آریزونا ... کوچیکتر که بودم میخواستم استاد دانشگاه کمبریج بشم و نوبل نجوم بگیرم ... بزرگ تر و واقع بین تر که شدم به رویاهای خودم بیلاخی بیش ندادم :دی !


همین دیه ... نمیدونم سادگی دیگه چیه ...




پ.ن: کسی رو دعوت نمیکنم ! هرکی میخواد بنویسه از طرف من دعوته ! نوشتن این پست فقط از تینا برام خیلی جالبه که فکر نکنم بنویسه !


پ.ن2: رو میخوادا ...


پ.ن3: دل داده ام بر باد، بر هرچه بادا باد / مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد


پ.ن4: همیشه پی نوشت هایی که میخوام بنویسم یادم میره آخرش !


پ.ن5: یادگاری ...


پ.ن6: من ، نیاز به وقت، شناخت و خیلی چیزای دیگه دارم ... من ... خسته ام از اینکه مجبور باشم تصمیم بگیرم همیشه ! من، حالم خوبه ! ولی من، با تو بهترم ...


پ.ن7: کتابای درسی رو گرفتم ! طبق عادت هرسال اول کتاب ادبیات رو باز کردم ! هنوز چند صفحه نزده بودم که مثل این فیلما هست یهو یه چیزی توجه یکی رو جلب میکنه فرتی زوم میشه روش ! یهو یه مصرع شترق از کتاب پرت شد تو صورتم ! یعنی شترقا :دی


پ.ن8: یه بازی آنلاین ارسلان بم لینک داد .. عنوانش شترق خورد تو صورتم ! صورت من رو سرویس کردید آقا ... بسه !!! :دی

نظرات (6)
چهارشنبه 10 شهریور 1389
|+| نوشته شده توسط نسیم در ساعت 10:25 ب.ظ
سهراب من الان باید چی بگم؟ اینا به نظرم جالب میاد و دوست دارم این شکلی باشه!سادگی!
البته اعتراف میکنم که زیاد ساده نیستم
دوشنبه 8 شهریور 1389
|+| نوشته شده توسط ســـ ا نــــ یـــــ ا در ساعت 05:40 ب.ظ
سهراب الان خوانندگان وبلاگت دارن درود و سلام میفرستن بر ذات مقدس بنده که با خشونت تو رو مجبور کردم قالب این صفحه نظرات رو عوض کنی .



ضمناً با این اوصاف تو در نوع خودت بی نظیری و ایشالا کوفتت بشه 400 تا کتاب !
دوشنبه 8 شهریور 1389
|+| نوشته شده توسط DEP در ساعت 01:05 ق.ظ
خب خب خب!!!!
من هیچ کس نیستم ما هیچ وقت همو از نزدیک ندیدیم
بین دوستات بگرد
اونوقت شاید منو پیدا کنی!!!!!!!

مطلبت جالب بود به جز اینکه من قبول ندارم تو سیاستمدار باشی!!!!
یکشنبه 7 شهریور 1389
|+| نوشته شده توسط farima در ساعت 10:29 ب.ظ
vaghan sade bod....fogholade aliiiii bod kheylii khosham omad ke bedone hich hashieie sade hame chio goftiii.ein jor adama kaman....
شنبه 6 شهریور 1389
|+| نوشته شده توسط دلارام در ساعت 11:05 ب.ظ
چه مفید و مختصر نظر میذاری!
تازه منم اتاقم سه در سه س!
جمعه 5 شهریور 1389
|+| نوشته شده توسط بز در ساعت 10:21 ب.ظ
سلام
آدرس وبلاگم عوض شده:

atonal.persianblog.ir

میتونه تایید نشه . تاییدیه هنوز؟
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.