X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 18 مهر 1389

چندتا ...

نوشته شده توسط سهراب در ساعت 09:32 ب.ظ

« به شما گفته اند قاتل باید به شمشیر سپرده شود، سارق بر دار آویخته گردد و زناکار سنگسار شود.

اما من میگویم شما نیز از مجازات قاتل، دزد و زناکار مصون نیستید اگر جسم آنها کیفر یابد روح شما در اعماق وجودتان دچار تیرگی خواهد شد.»

  • مسیح فرزند انسان، جبران خلیل جبران



چقدر امروز توی اون لحظه های شوم توی مدرسه ، به وجودت نیاز بود رفیقک ...

 


 

آرمینا نوشته : «یه چیزا که قدیمی میشن، مقدس میشن «

 

و از جوکر خودش مثال زده ... نگاه کردم دیدم چقدر همه جا پر شده از این چیزای مقدس ... و خدا میدونه اگه مقدس بودن یه دوست آرمان تا حالا رابطه ام باهاش به کجا رسیده بود و الان چقدر تنها بودم ...

 


 

خیلی وقت بود قالب نساخته بودم ... این قالب جدیده رو گرچه حوصله نداشتم خودم کامل بنویسم ... ولی حداقل خودم نشستم یه قالب قدیمی رو متناسب با سلیقه فعلیم ویرایش کردم ...

 


 

همینطور به طور روزمره دارم به ترمودینامیک و جبر و احتمال عشق می ورزم :دی



تازه دارم اون شعر فروغ رو درک میکنم که میگفت :


زندگی ...

منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم


نه برآنم که رشته پاره کنم ... نه بر آنم که از تو بگریزم


 


 

یه عالمه چیز میخواستم بگم توی این آپ ... یادم نمیاد ...

 


 

آهنگ پست : Bittersweet Symphony / The Verve (اولد راک) تقدیم به آرمینا ...


کتاب پست : در ساحل رودخانه پیدرا نشستم و گریستم (پائولو کوئلیو) تقدیم به سانیای عزیز


ویدئو پست : معبد هندی   با عشق به ارسلان :دی




پ.ن1: به یک عدد دوست باحال، روشنفکر، اهل مطالعه، اهل حال(!)، قد 165-180، وزن خارج از اولویت، جنسیت خارج از اولویت ... سن 15 الی 18 سال نیازمندیم ... بازم میتونید مشخصاتتون رو همین پائین در نظرات بگذارید :دی


پ.ن2: توی پست قبلی گفتم راکای دهه 60 و 70 دنیایی دارن ... الان حاضرم به اسمشون قسم بخورم :دی

نظرات (4)
جمعه 30 مهر 1389
|+| نوشته شده توسط سارا در ساعت 04:54 ب.ظ
این نوشته بالای وبلاگتو که دیدم یاد یه جمله از یکی از بچه ها افتادم که میگه:
هر کجا هستم باشم ، آسمان هم صاحب دارد!

:دیی
دوشنبه 19 مهر 1389
|+| نوشته شده توسط سـ ا نــ یــــــ ا در ساعت 02:44 ب.ظ
هوووم ، چه پست دلچسبی سهراب . با اینکه شیرین نبود و گس بود اما در هر صورت حرف هایی بود که لازم بود یکی بگه .

راستی خیلی قالب خوشگلی شده پسر . صحنه ی بی نظیریه...

ممنونم بابت کتاب سهراب جان . واقعا ممنونم .
دوشنبه 19 مهر 1389
|+| نوشته شده توسط محیا در ساعت 02:11 ب.ظ
زندگی از پوچی هم درمیاد؟
خیلی وقته گیر کرده و در نمیاد ! با اون متالیکا پست قبلت کلی حال کردم!
یکشنبه 18 مهر 1389
|+| نوشته شده توسط عاطفه در ساعت 09:45 ب.ظ
فروغ...
زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم...
هممممم 8 -|
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.