X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 19 دی 1389

دریچه ... (2)

نوشته شده توسط سهراب در ساعت 11:55 ب.ظ

تجربه همواره داره بم ثابت میکنه :


آدم از گفتن بهترین حرفاش پشیمون میشه ...


از نوشتن زیباترین شعرا و متن ها پشیمون میشه ...


از گرفتن زیباترین تصمیم ها پشیمون میشه ...


آدم همیشه داره حسرت میخوره به خاطرا چیزایی که میشد نوشته نشه، گفته نشه، یا انجام نشه ...




همه اینا یه طرف ... وقتی فکر میکنم میبینم متاسفانه، آدم همیشه وقتی پشیمون میشه داره کار درست رو میکنه ! نه وقتی میگه، مینویسه یا تصمیم میگیره !!!





پ.ن: صغری، کبری میکنم، توی چاهم، پشت ابرم !!!


پ.ن2: فکرش رو بکن که همه چیز، درست همونطور که بوده، در همون مکان ها، با همون صحنه ها تکرار میشه، ولی جای یکی خالیه، یه جای خالی که حتی با تئاتر بچگونه حرف زدن با صندلی خالی هم نمیشه انکارش کرد ...


پ.ن3: به یاد ارسک ... امروز دوباره ... مشکلیه ؟؟!؟!؟


پ.ن4: احساس یه پیانو رو دارم که فقط دو تا اکتاو داره :D


پ.ن5: بیابان ... بیابان ... بیابان ... فقط یه روز ... داره تبدیل به یه رویا میشه !!!

نظرات (8)
سه‌شنبه 24 اسفند 1389
|+| نوشته شده توسط دلارام در ساعت 10:57 ق.ظ
sedaye adam be zur do oktav mshe!
جمعه 15 بهمن 1389
|+| نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 06:59 ق.ظ
سلام
این طناب رو بگیر از چاه بیا بیرون
بیا بالا بابا افتاب زده دیگه پشت ابرا نیستی

ولی خودمونیم جبهه خودت رو مشخص کن یا ته چاهی یا پشت ابرا کدومش
شنبه 9 بهمن 1389
|+| نوشته شده توسط شهرام در ساعت 12:03 ق.ظ
گاهی وقتا آدم از آدم بودن هم پشیمون میشه!!
چهارشنبه 29 دی 1389
|+| نوشته شده توسط سارا مدلی در ساعت 10:40 ب.ظ
رفیق اون آپه که تو پ.ن 3 گذاشتی رو خیلی خوب یادمه..شاید یکی از تنها آپاییت بود که من معنیشو فهمیدم
سه‌شنبه 28 دی 1389
|+| نوشته شده توسط ستاره شب در ساعت 03:37 ب.ظ
سلام...


عشق پــــــــــــرواز بلندیست به من پر بدهید....
به من اندیشه ای از عــــشق فراتر بدهید .....


موفق باشی ...
یکشنبه 26 دی 1389
|+| نوشته شده توسط شفق در ساعت 03:46 ب.ظ
سلام ...
چیز زیادی از منظورت نفهمیدم ... خیلی به نظرم سر گشاده بود اما حس خوبی داشت ...
پشیمانی یکی از بدترین حس هایی که مثل خره به جون آدم می افته و فکرش رو در گیر می کنه ... گاهی حسرت ثانیه ی گذشته آدم رو آب می کنه و ثانیه های دیگه رو ازمون می گیره ، تا به خودت می یای تا از فرصت های دیگه استفاده کنی می بینی که همش نابود شد و دوباره احساس پیشمانی و ...
این حس برای من خیلی پیش اومده و عذابم می ده ...
خوشحال می شم به منم سر بزنی ...
شفق آمد ولی دیر نپایید که رفت ...
سه‌شنبه 21 دی 1389
|+| نوشته شده توسط نسیم در ساعت 11:56 ب.ظ
سهراب با این که پست قبلیت احساس بدی هم میدهاما این پستت یه جورایی حرف دلمو زد علتشم اینه که الان به شدت پشیمونم ولی به این نتیجه رسیدم که پشیمونی آخرین چیزیه که جواب میده
من کلا دوست دارم تو هر روز آپ کنی!
دوشنبه 20 دی 1389
|+| نوشته شده توسط دلارام در ساعت 10:04 ب.ظ
e rasti to piano mzani!!
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.