X
تبلیغات
زولا
نَم ِ واژه ...

آدما میتونن دروغ بگن ! بدون هیچ دردسری ...

میتونن راست رو طوری بگن که جور دیگه ای به نظر برسه ! میتونن دروغ رو طوری بگن که فکر کنیم راست میگن !

میتونن حرفی نزنن اما توی نگاهشون یه دنیا شعر نهفته باشه ...


بعضی حرفا راستن ... وقتی گفته میشن، بعدش عمل میشن، گوینده تا ابد بهشون وفادار میمونه ... دنیا اون ها رو رد قالب وقایع خودش به نمایش میکشه ... و توئه شنونده میدونی که این حرف، همیشه هست، همیشه درسته !


بعضی حرفا اما، راستن ... ولی طوری گفته میشن که حقیقت رو طور دیگه ای میرسونن ... مثل وقتی که یکی از من میپرسه حالت خوبه و من جواب میدم : بد نیستم !!!

این یعنی خوب هم نیستم ! دروغ نگفتم ولی راست هم نگفتم ! این حرفا یه دنیا دارن برای خودشون ! هیچوقت نمیشه بهشون مطمئن بود ... همیشه ازشون میترسی ...

هرکس به یه دلیلی از این حرفا میزنه ... یکی برای منافع خودش به دیگری دروغ میگه ! یکی برای منافع دوستش بهش دروغ میشه ! یکی برای حفظ کردن یه رابطه ! یکی برای از هم پاشوندنش ! ولی مهم اینه که این حرفا ، هم به دروغ خیانت کردن ، هم به واقعیت ...


بعضی حرفا دروغن ولی اونقدر صادقانه بیان میشن که توی راست بودنشون شک نمی کنیم ! اینا رو توی رفتار گوینده میبینیم ! اما یه روزی ، یه جایی دنیا بهمون نشون میده که چه کلاه گنده ای سرمون رفته ... مثه وقتایی که یه بچه یه اسباب بازی میخواد ، و باباش بهش میگه : «وقتی بزرگ شدی برات می خرم ! »

و وقتی بزرگ میشه و اون اسباب بازی دیگه به دردش نمی خوره، تازه میفهمه این دروغ راست نما، چه کلک بزرگی در بطن خودش نهفته داشته ...


بعضی حرفا دروغن ... دروغن دیگه ... از همون اول که گفته میشن نه گوینده بهشون عمل میکنه، و نه هیچوقت نشانه از راست بودنشون به دستت میرسه ! ممکنه یه مدت گول دروغشون رو بخوری ولی بعد از یه مدت همه چیز برملا میشه ! این حرفا شرف دارن به دروغای راست نما ! چون دروغن ! حداقل، حقه بازی توشون نیست !





اما از همه اینا که بگذریم ، یه دسته حرف دیگه وجود داره که ، نه دروغ ، نه راسته، نه چیزی بین اینا ! حرفایی که اسمی نمیشه روشون گذاشت . هم واقعیت داره هم نه ! هم گفتنش دردسر داره هم نگفتنش ! مثل وقتی هم شادی هم غمگین ! یا وقتی یه آهنگ هم بهت هیجان میده هم افسرده ات میکنه ! اینا هم در دل خودشون هم حقیقت رو دارن هم دروغ رو ! هم احساسات منفی رو دارن هم مثبت رو ...

وقتی میگی، این ریسک رو میکنی که یه روزی در آینده اینا به دروغ تبدیل بشن ! وقتی نمیگی ، همیشه حسرت میخوری که اگه واقعا راست بودن چی ... ؟

این حرفا، اصولا خیلی قشنگن ... ولی ... قابل اعتماد نیستن ! نه توسط گوینده نه توسط شنونده ... این حرفا ، بد مارمولکایین ...!!!!



پ.ن1: برگشتم ! ولی نه آنچنان خوشحال !


پ.ن2: باید بیشتر از یه آرزو باشه ... یه تبانی !!


پ.ن3: زنده میمونم ! به هر قیمتی !


پ.ن4: امتحانای نهایی ... (شکلک استرسفول)


پ.ن5: دیگه میترسم به آینده نگاه کنم ... متنفرم ... از این دنیا که همیشه دروغ میگه ...


پ.ن6: آی زندگی ... کجاتو بگیرم که از یه جای دیگه نزنه بیرون ؟!؟؟؟!؟

نوشته شده در جمعه 16 اردیبهشت 1390ساعت 03:27 ب.ظ توسط سردرگم نظرات (9)|