بی اخلاقی جوانان شاد !!

در اتفاق مهیب و هنجار شکنی بزرگ و فاجعه انسانی ای که چندی پیش در پارک آب و آتش تهران اتفاق افتاده، عده ای جوانان شاد، رفتن یه ذره با هم آب بازی کردن ! کاری نداریم که حجابشون یه ذره وسط اون شلوغی این طرف رفت ، یا بعضیاشون به جای مانتو با لباس های بلند (بعضا آستین کوتاه) به بازی پرداختند ! ولی شاد بودند، به کسی کاری نداشتن، شعار سیاسی هم ندادن ! چه قشقرقی به پا میکنند حالا که نیروی انتظامی فلان کرده و اینا با نیروی انتظامی درگیر شدن و اینا ... به گزارش شاهدان اصلا نیروی انتظامی هیچ گهی نخورده که اگرم خورده بود گه زیادی خورده بود و غلط زیادی کرده بود ...
رفتار پلیس کشور های دیگر را ببینید و خودتان مقایسه کنید :

بعضی چیز ها رفتنی نیست ...
یه جا نوشته بود :
دیر هنگامی ست که جانوری در درونم می لولد.
……………….. نفس که می کشم بغض می کارد در گلویم،
……………….. فکر که می کنم درد می پاشد در خیالم،
……………….. راه که می روم می رقصد در وجودم،
……………….. نگاه که می کنم می ریند بر امیدم،
……………….. حرف که می زنم می گیرد صدایم،
……………….. خواب که می روم گه می زند به رویایم.نامش « خاطرهء تو» ست
………….. ………….. و تنها چاره،
……………. ……………………. بیرون کشیدن و کشتنش…
روزی شوشولش را در ماتحتتان خواهد کرد !!
از من گفتن ... رفقا، اینجوری بازی کردن با شخصیت یه آدم، نه خدا رو خوش میاد نه بنده خدا رو ! تا اونجایی که اولش بود، شوخی بود، خنده بود و به نمایش کشیدن شیرینی یه بچه خردسال، بد نبود ! ولی دیگه دارین از حد خودتون خارج میشین ! به قولی دارین به حقوق فرنود تجاوز میکنید و اصلا هم متوجه نیستید یا شایدم هستین و با این حال این افتضاح رو درست میکنید !
برای سرخوردگی های فردای این بچه، برای لقب هایی که توی مهدکودک و دبستان و غیره پس فردا براش درست میکنند ! برای سرشکستگی ای که یه عمر دنبالش هست ! برای اون روزی که میره توی خیابون و یکی میاد دست میکشه به سرش میگه عمو جون شوشولت چطوره شما مسئولین ! برای عقده هاش شما مسئولین ! شما مسئولین بخدا ...
از یه جا نقل میکنم :
«بعد که یه روزی بیست ساله دیگه می خونیم روی یه پلی یه پسری به دختری اسید پاشید یا با چاقو قطعه قطعه اش کرد هیچ به ذهنمون نمیرسه که ضعف های شخصیتی اش ممکنه به امروزو دست به دست شدن این ویدیو و دو دقیقه سرگرمی ملتی غم زده و خسته برگرده»
چنین ملتی هستیم ما !!! ملتی که زندگی روزمره و طبیعی رو توی آداب و رسوم و عرف های احمقانه مچاله کردیم و مهر ممنوع زدیم روش ! ملتی که به بچه هامون آموزش میدیم خودشون رو سانسور بکنن و وقتی یه جا از دستشون میره با توهین و تمسخر و سرزنش سرکوبشون میکنیم ! ملتی هستیم که آلت تناسلی یه آقا پسر یه طرف قضیه برامون مجسمه شهوته و کلید تجاوز به دخترامون و بی بند و باریه جامعمونه هرچند که اون آقا پسر پاک و نجیب باشه !!! از یه طرف دیگه همون آلت تناسلی مایه تفریح و سرگرمیمون میشه تا مدت ها ...
از همین تریبون (با عرض پوزش از همه خوانندگان زیر 16 سال این پست) اعلام میکنم، شوشول اینجانب توی حلق همه کسایی که این عرف های احمقانه رو بنیان گذاشتن، خانواده هایی که بهش دامن زدن، پدر و مادری که صد در صد فرنود رو سرزنش کردن، مجری تلویزیون که به جای تشویق کردن فرنود موضوع رو به طرز احمقانه ای عوض کرد، بچه هایی که پس فردا برای فرنود حرف در میارن، ملتی که فرنود رو مسخره خاص و عام کردن و همه اونایی که پاکی ذهن یه کودک رو درک نمیکنن و نخواهند کرد ... شوشول بنده مستقیم توی حلقشون و نوش جونش انشاالله !
گر شما را نه بس این سود و زیان، مارا بس !
ما خسته شدیم آقا ! به اونجامون رسیده ! همونجا که در قسمت قبل اشاره شد ! نخیر منظورم شوشول نیست !
منظورم حلقه ! دارم بالا میارم نفرت انگیز بودن این جامعه رو ! با تمام وجودم ازش متنفرم ! از دخترای احمقش ! از پسرای خودخواهش ! از مردا و زنای کوته فکرش ! از رهبرای سیاسیش تا روشنفکرای آزادی خواهش ! از عرف های احمقانه اش ! از همه اش خسته شدم ! خسته شدم آقاجان ... خسته !!!
پ.ن1: اینجا را هم بخوانید !
پ.ن2: جامعه اطراف من مث اسپرم! میمونن! شانس آدم شدنشون یک در میلیونه !
پ.ن3: یه جا خوندم : بارالها! وجود نداری، یا وجودشو نداری؟
پ.ن4: بعد از این روی من و آینه وصف جمال ...
پ.ن5: رفیقک رفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت !
پ.ن6: میخواستم یه آپ بکنم در جواب آپ ِ ستایش، هرچی زور زدم حسش نیومد !!!
Saw the world turning in my sheets and once again I cannot sleep
جهانم را دیدم، که در میان اوراقم سرگردان بود، و بار دیگر نمیتوانم بخوابم
Walk out the door and up the street; look at the stars beneath my feet.I lose the track that loses me, so here I go.
من راهی را که مرا به بیراه میکشاند گم کرده ام، پس پیش تر می روم
And so I sent some men to fight, and one came back at dead of night.I'm not calling for a second chance,
من درخواست یک فرصت دیگر نمیکنم
I'm screaming at the top of my voice.
بلکه با اوج توانم فریاد میزنم :
Give me reason but don't give me choice.
برای من دلیل بیاور ، اما به من حق انتخاب نده
'Cause I'll just make the same mistake again.
زیرا من باز هم اشتباه قبل را تکرار خواهم کرد ...
And maybe someday we will meet, and maybe talk and not just speak.I'm not calling for a second chance,
من درخواست یک فرصت دیگر نمیکنم
I'm screaming at the top of my voice.
بلکه با اوج توانم فریاد میزنم :
Give me reason but don't give me choice.
برایم دلیل بیاور، اما به من حق انتخاب نده
'Cause I'll just make the same mistake again.
زیرا من باز هم اشتباهی قبل را تکرار خواهم کرد ...
Saw the world turning in my sheets and once again I cannot sleep.Look at the stars fall down.
به ستاره ها نگاه میکنم کن که سقوط میکنند ...
And wonder where did I go wrong.
و در عجبم که من، کجای کار را اشتباه کرده ام ...
پ.ن1: به اون کسی که خودش میدونه قطعا ...
پ.ن2: قسمتایی که دوست داشتم رو بولد و ترجمه کردم !!!
پ.ن3: Give me reason but don't give me choice.
پ.ن4: کسی ویرونی عشقو توی چشمام نمیبینه ...
پ.ن5: نوای آواز درون ...
پ.ن6: اینجا دانلود کنید !!
همون ریاضی آخرش ... اگه از جایی قرار باشه زخم بخورم همین ریاضی نکبته ... !!!
کلا کنکور مزخرفیه این آزاد ... یعنی در بدبینانه ترین حالت من به سادگی آزاد قبول میشم ! قبل امتحان این گوینده هه بوقید به اعصابمون ... «داوطلبان محترم سلام ...» «داوطلبان محترم لطفا اطلاعات خود را با پاسخنامه مطابقت دهید ببینین خودتونین یا یکی دیگه است !» « داوطلبان محترم اگه شاش دارین لطفا برین بشاشین چون در مستراح رو میخوایم ببندیم ... » «داوطلبان محترم دست به دفترچه عمومی ها که انداختن کنار صندلیتون نزنید جیزه ! » «داوطلبان محترم حالا دست بزنید ... » « داوطلبان محترم ........ (الخ)
عمومیا که هیچی ... اصلا انگارا سوالا رو برای ما سومی ها طرح کرده بودن نه واسه کنکوری های اصلی ... کلا شاید 15 درصدش از پیش دانشگاهی بود بقیه اش همه پایه بود !
اختصاصیا هم طبق معمول ، ریاضی اون اول کار حالم رو گرفت ... بعدم این صندلی خیلی ناراحت بود، یه جور بود داشت انگار میرفت تو استخون کونم ! بعد گرچه بابام میگه که آدم به خاطر استخون کونش جلسه کنکور رو ول نمیکنه ... ولی اون نمیدونه آدمی که دو ساعت و نیم در این وضعیت بشینه سر سوال 6-7 فیزیک دیگه طاقتش به انتها میرسه، و اونوقته که تند تند از روی سوال حل کردنیا رد میشه، حفظیا رو میزنه و پاسخنامه رو تحویل میده و فیزیک و شیمیش میشه زیر 15 درصد ...
بعله ... این استخون کون خیلی مهمه !!! ... حالا از من گفتن !
بابائه داشت دخترش رو از آبخوری پارک آب میداد ... روی آبخوری یه مربع سبز کشیده بود یه تیک سبز وسطش !!! بعد یهو از زنش پرسید : اصا" این آب خوردنیه ؟
مامانه یه نگاه به آبخوری کرد گفت : یه تیک روش زده، حتما خوردنیه ...
ما به کی دل خوش کردیم ... ؟!؟!؟؟!؟
------------------------------------------------------------------------------------
کم کم دیگه بریم تو فاز خدافظ شما و اینا ... باس بشینم بخونم ... با این سبک درس خوندن من تو دانشگاه شریف که هیچی ... تو سرویس بهداشتی دانشگاه زاهدان هم راهم نمیدن ... شوخی نیس ... همه رویاهامه ... چیزایی که 17 سال تو مغزم بود حالا باس بشه مسیرم ... !!
-------------------------------------------------------------------------------------
عشق یه کوهه ... نفرت یه دره ... وسطشون یه جاده به باریکی تار موئه ... بعضی وقتا باید روی اون جاده حرکت کنی ، که یهو از اوج عشق پرت نشی تو عمق نفره ...اگه حواست به اون تار مو نباشه ... میشی مثل این دخترای 14-15 ساله که یهو شکست عشقی میخورن بعد میگن دیه عشق وجود نداره و عشق و مرده و از این خزئبلات ... هرکسی اونقدر باهوش نیست که اون تار مو رو پیدا کنه و روی قدم برداره ... !!!
پ.ن1: یه چیزایی هست که فقط آینه میدونه ...
پ.ن2: رفیقک اومد !
پ.ن3: اینجا بود که فهمیدم همه چیز خیلی پیچیده تر از اینه که فکرش رو بکنم ... !!!
تو اوج سکسکه عشق ...
که شاه قصه میخنده ...
با این نفس که بریده ...
که بار مرگ می بنده ...
با این صدا که میخونه ...
تو این سکوت که میگنده ...
یه موج خون تو دل من ...
شدم یه مردهی زنده ...
هزار کبوتر عاشق ...
که به آخر خط رسیدن ...
هزار حرف نگفته ...
تو عمق شعر خزیدن ...
برای موندن این عشق ...
چه مجنون ها که بریدن ... !!
برای مرگ ملائک ...
شیطونا، سیاه پوشیدن ... !!
** ** ** **
تمام قصه همینه ...
باید بری تا بمونیم !
کنار خرمن احساس ...
سمند صبر برونیم ...
پ.ن: کی با تو بود حالا ؟؟ ... چرا به خودت میگیری ؟
پ.ن2: به درد کشیدنش می ارزه ...