۵۵۵ !!

از امروز ... 555 روز تا کنکورم مونده !!! (شکلک استرسفول)

مناجات ...

ای که آن بالا نشسته ای

                      و ذلت انسان را نظاره میکنی ...


صدای شیطان قطع و وصل می شود ...


                         بی زحمت پایت را از روی سیم بردار !




(از کاغذپاره های تنهایی هام)











پ.ن: حالا از همه چیزش که بگذریم، حداقل کوچه فریدون مشیری رو حفظ شدم :دی


پ.ن2: اگه آدما میدونستن چقدر راحت میشه خدا رو لمس کرد، اگه میدونستن ...


پ.ن3: طولانی ترین یلدای زندگیم بود ولی، فدای سرت ...


پ.ن4: شبای آزمون قلم چی نوستالژیک شده ...


پ.ن5: Those who speak know nothing ...


پ.ن6: از دست نوشته های یک ایرانی عاشق(با چشمای خودم دیدم) :

Hey, Why don't you anderestand me ?

I miss for you ...

I need for you ...

I Love you ...

am i love ?


شاید تو هم مترسک کس دیگری باشی !

آدما سه دسته اند :

دسته اول


دسته دوم


و مهمتر از همه دسته سوم :دی


دسته اول اونایی ان که صرفا انسان هستن (یعنی حتی آدم بودنشون هم اثبات نشده :دی) ... مثل این داده های انحرافی مسئله های فیزیک که آخرش به هیچ دردی نمیخوره، ولی خوب، هست دیگه، یعنی اون شرایط فیزیکی گرچه توی اون مسئله کمکی بت نمیکنه ولی وجود داره ...

اینا ممکنه خیلی شاد و پرانرژی باشن یا به قول آرمان دیپ دپ (Deep Depp) ... ممکنه خیلی باهوش باشن یا خیلی احمق ... ممکنه خیلی شبیه تو باشن یا خیلی متفاوت با تو ! اینا صرفا وجود دارن و ممکنه وجودشون برای کلاغایی که دورشون غار غار میکنن خیلی هم مهم باشه، ولی برای تو صرفا مترسک سر جالیزن !


دسته دوم توی زندگیتن ، گاهی میان و بهت نزدیک میشن، اونقدر که شونه به شونه نزدیکترین هات قرار میگیرن ... گاهی میرن و ولت میکنن، گاهی تو ولشون میکنه اصلا ! مثه عروسک های خیمه شب بازی که گاهی از تو بازی میخورن گاهی از نخایی که به سر تا پاهاشون بسته شده، اینا هم گاهی با سرنوشتت گره میخوره حضورشون و گاهی خودت از سرنوشتت پرتشون میکنی بیرون ! اینا میتونن گاهی بهترین همدمت بشنا، و یه ماه بعدش بشن دشمنت ! اینا اونایین که گاهی دو ماهم ازشون خبرنداری و عین خیالتم نیست اصلا ... اونایی که مهمنا، دلتم براشون تنگ میشه ها، بهترین آدمای زندگیتم هستنا، ولی همیشه یکی دیگه شانس داره که جاشون رو پر بکنه !


دسته سوم ولی خیلی مهمن ... این آدمک ها جاشون با هیچکس و هیچ چیز پر نمیشه ... همیشه غافلگیرانه پیداشون میکنه، جایی ، وقتی و توی جسم اشخاصی که اصلا انتظارش رو نداری ! توی نت، توی جادوگران، ردیف آخر کلاس مدرسه، توی یه مسابقه تنیس آماتوری ! تعدادشون توی زندگی هر شخص به انگشتای دست هم نمیرسه ! و حتی اگرم برسه محال ممکنه که در یک زمان بیشتر از 3-4 تا از اینا باشن تو زندگیت ... اینا خودشون هزارتا زیرمجموعه دارن : رفیق، معشوق، خانواده، خواهر، برادر و ...

ممکنه هرکدوم از اینا باشن و در هرکدوم از این جایگاها جای خودشون رو دارن ! اینا قدیمی نمیشن، همیشه باهاشون حرف داری برای گفتن ! زود به زود دلت براشون تنگ میشه، با کوچکترین اتفاقی یادشون میافتی ! گاهی باشون دعوا میکنی ولی خودت و خودش خوب میدونین که اینا الکیه و ته تهش جاش تو قلبت ثابت میمونه ... اینا مثل یک ملودی تک نوازی پیانو وسط یه آهنگ سافت راک، به ریتم زندگیت معنی میدن ! اینا آدمک های اصلی نمایش زندگیت میشن و حتی اگه برن، هیچوقت، هیچوقت فراموششون نمیکنی ! برای همینه که اکثر با "ک" صداشون میکنم من (آدمک، رفیقک، دخترک، خواهرک)



یادمه حول و حوش یه سال پیش همین موقع ها بود، با یه حکیمی مباحثه میکردیم ! گفتم آدما برای من سه دسته اند، بدون اینکه توضیحی بدم گفت : «مترسک، عروسک، آدمک ! »

بدون اینکه خودش بدونه بهترین لقب رو برای سه دسته ی من انتخاب کرد، و موند این اسما روی دسته بندی شخصیم ...



همیشه فکر میکردم با بقیه مترسکا متفاوتم و اینا ! کسی هم نداشتم که بهم بگه : بویلاخ بابا! مگه حلوا ریدی که همچین فکری میکنی ؟ (!) :دی .... داشتم فکر میکردم ! یحتمل منم مترسک یکی دیگه، و عروسک یکی دیگه ام، و اصلا به هیچ جام نیست که باشم یا نباشم، ولی به نظرم خیلی مهمه که کسی که برای تو آدمکه، تو هم براش آدمک باشی ... خیلی مهم !!!




آهنگ پست : Hotel California / Eagles (سافت راک)



پ.ن1: درکمال ناباوری و ناامیدی الان دیدم آرمینا هم یه پست تحلیلی از آدما کرده ! من از دست این موجود فقط به خدا پناه می برم، هرچی ما نوشتیم این زد دست دومش کرد !!!!!


پ.ن2: داشتم هتل کالیفرنیا گوش میدادم و پست مینوشتم ! گذاشتمش برای دانلود !


پ.ن3: من همیشه پی نوشتام یادم میره تا میام پست اصلی رو بنویسم !


پ.ن4: شعر پشت مدرن میگم، یه خطی ... :دی


پ.ن5: میخواستم یه پست دیگه بنویسم ، این رو نوشتم ... خدا به خیر بگذرونه !!!

آی عشق ...

همه لرزش دست و دلم از آن بود

                   که عشق پناهی گردد

پروازی نه،گریزگاهی گردد ...


آی عشق ...

            آی عشق ...

                        چهره آبی ات پیدا نیست ...



و خنکای مرهمی بر شعله زخمی

                   نه شور شعله بر سرمای درون


آی عشق ...

          آی عشق ...

                     چهره سرخت پیدا نیست ...



غباره تیره تسکینی بر حضور وهم

                       و دنج رهایی بر گریز حضور ...

سیاهی بر آرامش آبی و سبزه برگچه بر ارغوان


آی عشق ...

            آی عشق ...

                        رنگ آشنای چهره ات پیدا نیست ...


  • احمد شاملو







آهنگ پست : تحمل کن / ابی


کتاب پست : ابراهیم در آتش / احمد شاملو



پ.ن1: اون روز که نوشتی دارم "ایمانم رو از دست میدم ... " خیلی فکر کردم که این ایمان چی میتونه باشه ... امروز فهمیدم رفیقک !

پ.ن2: هیچوقت دلم نمیخواست، حتی فقط یه روزش، اینطوری باشه ...

پ.ن3: تنهام ...

In the Sweet memory of black wraped boys ...

به یاد پسران سیاه پوش :


کسخلان کلاس ...


تا نیمه راه برو ، بی توجه به هیتلر برگرد ...


کسخلان کلاس ...




but everything we've ever known's here , i never wanted it to die ...




پ.ن: خاطرات ... دنیایی دارند ، بی رحم و شیرین ...


پ.ن2: پرنده مردنی است ...


پ.ن3: «بودن ها فراوانند ...» بعضی خاموش و پایدار، بعضی جادویی و زودگذر ...


پ.ن4: دلتنگم ... فقط همین !


پ.ن5: فردا (9 آبان) تولد فرشیده ... تولدت مبارک پسر سیاه پوش ...:D