-
آنچه حسرت دیروز است ...
سهشنبه 22 اسفند 1391 02:22
از همین فردا شروع میکنم ، شروع میکنم که اون چیزی بشم که میخوام باشم ! نه اون چیزی که ازم انتظار میره باشم ، نه حتی اون کسی که باید باشم ... اون چیزی که میخوام باشم! اون چیزی که باید میبودم و نبودم و عمرمو تلف کردم ... بهترین سالای نوجوانیم سر خودم رو شیره مالیدم ... اون سالا رو نابود کردم ولی از فردا زندگیمو درست...
-
نقطه عطف !
شنبه 12 اسفند 1391 22:25
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 « هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت ، باید آنها را همان طور که یکبار اتفاق افتاده اند تنها به خاطر آورد.» (عقاید یک دلقک هاینریش بُل) پ.ن: من اینو میفهمم ... ولی گاهی آنچنان در «به خاطر آوردن» لحظه ها فرو میرم که انگار دوباره دارم توش زندگی...
-
کار یار رواست ...
چهارشنبه 18 بهمن 1391 20:59
«قحبه پیر از نابکاری چه کند گر توبه نکند ؟ و شحنه ی معزول از مردم آزاری ... جوان گوشهنشین، شیر مرد راه خداست / که پیر، خود نتواند زگوشه ای برخاست جوان سخت می باید که از شهوت بپرهیزد / که پیر سست رغبت را خود آلت برنمیخیزد » (گلستان سعدی)
-
sinister
چهارشنبه 11 بهمن 1391 01:25
«آنها نمیفهمیدند که راز و رمز این اعمال شرارت آمیز در جزئیات آن نهفته است. اظهار پشیمانی کردن در ارتباط با وقایع بزرگ کار ساده ایست : اشتباهات سیاسی، زنا، جنایت، ضد یهود بودن ... اما چه کسی جزئیات را درک می کند ؟ چه کسی می تواند انسانی خاطی را ببخشد ؟» (عقاید یک دلقک، هاینریش بُل)
-
بخشایش
جمعه 22 دی 1391 20:07
Amon : You are Never Drunk !! Oh That's ... That's a real control, and control is Power ! Oscar : Is that why they fear us ? Amon : No the fucking power to kill them is why they fear us. Oscar : They fear us because we have the power to kill arbitrarily. A man commits a crime, he should know better. We have him killed...
-
هنجار، عرف ، ارزش
شنبه 18 آذر 1391 18:06
«بدین ترتیب نظم اجتماعی از سه پایه اصلی تشکیل شده است: اجبار، تعهد و پایبندی اخلاقی، و وابستگی متقابل . اینها عناصری ضروری برای برقراری نظم و ترتیب در جهان اجتماعی هستند. چنانچه تعادل میان این سه عنصر بهم بخورد، کل نظام متزلزل خواهد شد.حفظ تعادل و موازنه روندی است که زیر پوست حیات اجتماعی جریان دارد بی آنکه متوجه آن...
-
Lost in the World
سهشنبه 23 آبان 1391 00:32
« این تصور مضحکی است که اصولا به وجود فضا فکر کنیم، در حالی که در کنارمان دخترهایی هستند که از شدت ریمل موجود بر روی مژه هایشان نمی توانند فضا را ببینند و مطمئنا" پسرهایی هم هستند که چنان غرق در فوتبالند که نیمنگاهی به افق نمی اندازند. در هر صورت بین یک آیینهی آرایشی و یک تلسکوپ قابل استفاده تفاوت قابل ملاحظه...
-
توطئه
شنبه 29 مهر 1391 23:09
من فهمیدم از اولش هم «لم یلد و لم یولد» یه نقشه بود ... اینطوری خدا نه پدر و مادر داره ، نه خواهر ، و نه حتی عمه ... حتی «نفخ فیه من روحه » هم جزئی از نقشه بود ... که حتی به روحش هم نتونیم حواله بکنیم چون به خودمون بر میگرده ... همه اش توطئه است آقا ... خدا فکر امروز رو کرده بود از اول ...
-
من هنوز زندم :|
یکشنبه 23 مهر 1391 22:03
نشستیم توی تریا «دانشکده فنی» ... من : باید برم معاونت دانشجویی واسه یه کاری ... اردلان : منم باید برم جزوه ریاضیو بگیرم ... رامتین : منم باید برم کتابخونه ... این کتابه که استاد روانشناسی گفت اسمش چی بود ؟ یحیی : من باید برم دنبال اشتغال به تحصیلم ... فکر میکنین امروز بهم بدن ؟ بلند میشیم از تریا میریم بیرون ......
-
شرکت واحد اتوبوسرانی اصفهان و حومه
دوشنبه 10 مهر 1391 22:46
وقتی کارت اتوبوست رو که دو ماه شارژش نمیکردی رو میزنی توی اتوبوس « تقچی- دروازه شیراز» و بوق « موجودی کافی نیست » به صدا در میاد ، این یعنی تو باختی ... !!! پ.ن1: رفتم توی نظرات تایید نشده دیدم یه نظر جدید اومده کلی ذوق کردم ، بعد متوجه شدم یه نفر اومده توی پست خدابازی که من بیشتر از دوسال پیش نوشته بودم کامنت داده که...
-
دانشگاهی که ما داریم ...
شنبه 1 مهر 1391 23:05
چند وقتیه که شروع کردم کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته «روحالله خالقی» رو میخونم که در اوایل دهه چهل تالیف شده ... حقیقتا کتاب کسل کننده ایه اما دو تا نکته داره که باعث میشه دست از خوندنش نکشم : نکات فنی و احساسی موسیقی ایرانی که مدتیه دارم روش تحقیق میکنم و یه سری نکات اجتماعی و فرهنگی که خالقی از دیدگاه شخصی خودش...
-
آنچه گذشت ... (2)
شنبه 18 شهریور 1391 00:38
قبلا هم یه پست نوشته بودم که خلاصه بهترین قسمت های پستای وبلاگم بود به اسم « آنچه گذشت ... » این یه پست طولانی و پر از خاطرس و کسایی که حوصله اینجور پستا رو ندارن بهتره نخونن ... بیشتر یه جور هدیه تولد بود واسه پنجسالگی ، از طرف من به وبلاگم ... و مبنای انتخاب متن ها هم فقط خاطره انگیز بودن و عزیز بودنشون برای خودمه...
-
تولد ...
چهارشنبه 15 شهریور 1391 21:21
امروز تولد پنجسالگی وبلاگم بود ... بهش تبریک بگین ... پ.ن1: نتایج رو در پنج روز آینده میدن احتمالا ... دعا کنید من تهران میخوام ! اقتصاد ترجیحا !! پ.ن2: آره سخته ... ولی لذت بخش ... A Painful Pleasure پ.ن3: تا وقتی که میخوام ... بذار بخوام حداقل ... !!!!
-
جنجال
یکشنبه 5 شهریور 1391 21:39
به طور کلی تجربه ثابت کرده ملت ایران، ملت کاملا جوگیری هستند. یک هو جو میگرتشان و انقلاب مشروطه می کنند، بدون اینکه حقیقتا بدانند مشروطه یعنی چه و رهبران آن چه کسانی هستند. ( و من به شخصه تار پشم لای پای (!) مظفرالدین شاه را به ده تا شیخ فضل الله نوری نمی دهم.) گاهی ناگهان هوس انقلاب اسلامی به سرشان میزند بدون آنکه...
-
هویت
جمعه 27 مرداد 1391 14:03
« هویت برساخته ای اجتماعی است. کیفیتی ثابت یا ذاتی نیست، بلکه ساخته می شود و سپس در تعامل با دیگران تغییر می کند. دوم اینکه هویت آمیخته با احساس تعلق است.جزء ذاتی اینکه بدانیم چه کسی هستیم، عضویت در گروه یا گروه های اجتماعی ای است که از اعضای شبیه به یکدیگر تشکیل شده اند. سوم این که مسئله هویت به تفاوت ما با دیگران...
-
ما و مصیبت انتخاب رشته !
شنبه 14 مرداد 1391 02:44
باید بشینی توی یه هفته ، صد تا احتمال مختلف برای آینده ات رو پشت سر هم ردیف بکنی و بقیه اش رو بسپاری به شانس !!! آدمیزاد سر دوراهی هم قرار میگیره دست و دلش میلرزه، چه برسه به صد راهی !! پ.ن: یه انتخاب رشته مجازی گذاشته سازمان سنجش، با زبون بی زبونی به من گفت هیچ جا قبول نمیشم !! پ.ن2: آی دنیا ... تا اینجاش خوب باهام...
-
اینجور وقتا آدم میفهمه ...
چهارشنبه 11 مرداد 1391 14:00
یکی از خصوصیات آدمای تنها اینه که وقتی رتبه های کنکور میاد ... یکی زنگ نمیزنه بپرسه : «هی پسر ! چی شد ؟ »
-
Teo Torriatte / Queen
شنبه 7 مرداد 1391 22:35
When I'm gone وقتی من رفته ام ... No need to wonder if I ever think of you نیازی نیست در این اندیشه باشی که به تو فکر میکنم یا نه ... The same moon shines مهتاب مثل همیشه می درخشد The same wind blows باد مثل همیشه می وزد For both of us, and time is but a paper moon... و زمان نیز می وزد برای هردو ما، اما یک ماه کاغذی...
-
یادداشتی بر داستان «زمانی که یک اثر هنری بودم»
جمعه 30 تیر 1391 01:57
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA کسی هرگز تصور کرده است که به یک شئ تبدیل شود ؟ یا حتی شیئی ستایشبرانگیز ؟ این قراردادی است که هنرمندی غریب با جوانی که بر لبهی ناامیدی گام میزند، می بندد. (از متن پشت جلد) اریک-امانوئل اشمیت، نویسنده و فیلسوف فرانسوی داستان را با صحنه ای شروع میکند که بهترین زمینه برای...
-
Lonlieness
پنجشنبه 22 تیر 1391 12:56
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA تنهایی شاید تنها دردیست که درمان ندارد. وقتی تنها می شوی، آدمها نگاه میکنند، و رنگ لجن را در چشم هایت می بینند، بوی رکود را از صحبت هایت می شنوند، آنوقت آنها هم که مانده اند میگذارند و می روند. نمیفهمند که برای برطرف کردن رکود و در...
-
Cosmopolitan
چهارشنبه 21 تیر 1391 12:20
توی کشور های چند ملیتی، بخصوص توی شهر های بزرگ، مثلا جاهایی مثل دوبی، بانکوک، لس آنجلس، لندن، ونکوور و ... یه سری محله ها هست، که یه ملیت خاص برای خودشون درست میکنن، خونه ها رو به سبک خودشون میسازن، توی مغازه ها اجناس کشور خودشون رو میفروشن و توی اون محله بر اساس فرهنگ خودشون رفتار میکنن. (محله هندی ها، چینی ها،...
-
هستی / بنان
جمعه 16 تیر 1391 03:55
هستی چه بود ؟ قصه پر رنج و ملالی ... کابوس پر از وحشت و آشفته خیالی ... ای هستی من و مستی تو افسانه ای غم آسا، کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی ؟ ز هستی نصیبم، بود درد بی نهایت ... چنان نی ندارم، سر شکوه و شکایت ... چرا این غمین که روحت گزیده ؟ در راه می فروشان گریز از محن، چو من ساغری بزن، ساغری بنوشان ... ای دل،...
-
...
شنبه 10 تیر 1391 00:39
« شیوه زندگی این است که تصمیمات را به افرادی که همیشه در تردید هستند تحمیل می کند.» (نلسون ماندلا، راه دشوار آزادی«کتاب خاطرات») پ.ن: هیچوقت اینقدر فیزیک رو بد جواب نداده بودم ... احتمالا پنج رقمی ...
-
دیالوگ ...
سهشنبه 30 خرداد 1391 17:59
مرتضی شوهر دخترعمومه ! با اینکه 10-11 سال ازم بزرگتره، ولی دوستای خوبی هستیم برای همدیگه ... یه بار با لحن کاملا شوخی برگشت ازم پرسید : « سهراب دوست داری Celebrity باشی یا Legend ؟ » چند ثانیه بهش نگاه کردم، خیلی جدی جواب دادم : « دوست دارم Legend باشم » شاید علیرغم اینکه 90 درصد مردم دنیا دقیقا برعکس من انتخاب میکنن...
-
اشتباهی ...
یکشنبه 14 خرداد 1391 03:14
این روزا ، دائما یه جورایی میشه که یاد یکی از پستای وبلاگ آرمینا میافتم ... یه پست از آذر 88 با عنوان « وقتی همه چیز اشتباهی می شود ... » جالبه ... یک عمر توی این پست زندگی کردم من ... پ.ن1: الان ممکنه بعضیا این پست رو بخونن، بعد برن توی لینک اون پست رو هم بخونن، بعد به خودشون بگیرن ! من شخص خاصی مد نظرم نبود بهرحال...
-
جامپینگ
یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 01:57
این ایستگاه های جامپینگ هست که میرن از بالاش مثل دیوونه ها میپرن پائین خیلی هم فکر میکنن کار خفن و باحالی دارن میکنن. بعله ... منم تو اتاقم یکی از اینا دارم گویا ... داستان از اونجا شروع شد که در دو سال گذشته ناگهان جمعیت عنکبوت های خونه ما افزایش چشمگیری پیدا کرد (احتمالا یه ا.ن رئیس جمهورشون شده و سیاست افزایش جمعیت...
-
زاویه دید ...
شنبه 2 اردیبهشت 1391 23:34
« اغلب سعی میکنیم دیگران را راضی کنیم؛ اما آنچه باید بکنیم، شاد کردن است .» (پائولو کوئلیو، عطیه برتر) بچه که بودم، وقتی میرفتم حموم، توی سوراخ هواکش حموم روی دیوار، رد سیمان ها و آجر و رنگ لوله پلیکای هواکش، با هم یه طرح شبیه یه موش درست کرده بود ... من توی دنیای بچگی خودم همیشه میترسیدم برم زیر هواکش ، فکر میکردم...
-
چند اپیزودی
شنبه 27 اسفند 1390 22:29
دیالوگ : « گفتم : " کاتولیک ها مرا عصبانی می کنند، چون آنها انسان هایی غیرمنصف هستند." با خنده از من پرسید : " و شما یک پروتستان هستید ؟ " _ " نه، آنها با وجدان مغشوش و تبعیت کورکورانه حال مرا بهم می زنند." در حالی که هنوز می خندید پرسید : " و خداناباور ها چطور ؟ " _ " آنها...
-
وجود بر ماهیت مقدم است ...
یکشنبه 14 اسفند 1390 23:37
... بعد اونوقت از کجا معلوم که همش به خاطر هوای هوس انگیز یه روز بهاری نبوده باشه ... ؟
-
بازی ...
پنجشنبه 27 بهمن 1390 15:08
کلا گروهبندی ممنون از سمانه به خاطر دعوت به این بازی ... اگر قرار بود در یکی از گروه های هاگوارتز قرار بگیرم، قطعا کلاه گروهبندی شدیدا گیج میشد، من از همه گروه ها خصوصیاتی رو دارم ولی، خصوصیت هیچ گروهی درونم بر دیگری اونقدر برتری نداره که منو بین اعضای اون گروه قرار بده ... گریفندور : مهمترین ویژگی اعضای این گروه...