فساد

جنده کسی نیست که جسمش رو میفروشه ... جنده کسیه که فکرش رو میفروشه. دخترایی رو میشناسم که جسما ربة‌النوع جندگی هستن ولی فکر و روحشون از یه بچه 2 ماهه باکره تره !! من یه تار موی اون جنده های جسمی رو، با کل هیکل اون دخترای مثلا معصومی که اجازه دادن هر کس و ناکسی فکرشون رو دست مالی بکنه عوض نمیکنم ...

من ناله های شهوت‌آمیز دختری که با مردی همخوابه شده رو، به مراتب از اذکار و اوصافی که آدمایی با فکر فاسد به زبون میارن مقدس تر میدونم ...




پ.ن1: حرفای بالا در مورد مردا هم با صفت «کونی» صدق میکنه ...

پ.ن2: اگه میخواین طرف من بیاین، نگران بکارت جسمیتون نباشین، اصلا مهم نیست، ولی بکارت فکریتون چرا ...

آنچه حسرت دیروز است ...


از همین فردا شروع میکنم ، شروع میکنم که اون چیزی بشم که میخوام باشم ! نه اون چیزی که ازم انتظار میره باشم ، نه حتی اون کسی که باید باشم ... اون چیزی که میخوام باشم!  اون چیزی که باید میبودم و نبودم و عمرمو تلف کردم ... بهترین سالای نوجوانیم سر خودم رو شیره مالیدم ... اون سالا رو نابود کردم ولی از فردا زندگیمو درست میکنم ... به اون سبکی که واقعا بهش تعلق دارم ...



پ.ن به مریم: از این مرموزنمایی ها خوشم نمیاد ... اما خوشحالم که نوشته هامو میخونی دوست ناشناس :)






نقطه عطف !

« هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت ، باید آنها را همان طور که یکبار اتفاق افتاده اند تنها به خاطر آورد.»

  • (عقاید یک دلقک هاینریش بُل)



پ.ن: من اینو میفهمم ... ولی گاهی آنچنان در «به خاطر آوردن» لحظه ها فرو میرم که انگار دوباره دارم توش زندگی میکنم ... انگار دوباره «تکرار» میشه و چون تکرار میشه گه زده میشه توش !!!



پاسخ کامنت مریم: شاید حتی دیگه اینجا رو نمیخونی دوباره ، ولی اگر میخونی، کامنت قبلیت برام این سوال رو بوجود آورد که تو دقیقا کی هستی ... یه آدرس وبلاگی ؟ ایمیلی ؟ آیدی ای ؟ شماره ای ؟ فیس بوکی ؟ تویتری ؟ ... ؟ :D

کار یار رواست ...

«قحبه پیر از نابکاری چه کند گر توبه نکند ؟ و شحنه ی معزول از مردم آزاری ...



جوان گوشه‌نشین، شیر مرد راه خداست / که پیر، خود نتواند زگوشه ای برخاست



جوان سخت می باید که از شهوت بپرهیزد / که پیر سست رغبت را خود آلت برنمیخیزد »


  • (گلستان سعدی)

sinister

«آنها نمیفهمیدند که راز و رمز این اعمال شرارت آمیز در جزئیات آن نهفته است. اظهار پشیمانی کردن در ارتباط با وقایع بزرگ کار ساده ایست : اشتباهات سیاسی، زنا، جنایت، ضد یهود بودن ... اما چه کسی جزئیات را درک می کند ؟ چه کسی می تواند انسانی خاطی را ببخشد ؟»

  • (عقاید یک دلقک، هاینریش بُل)