X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 5 شهریور 1391

جنجال

نوشته شده توسط سهراب در ساعت 09:39 ب.ظ

به طور کلی تجربه ثابت کرده ملت ایران، ملت کاملا جوگیری هستند. یک هو جو میگرتشان و انقلاب مشروطه می کنند، بدون اینکه حقیقتا بدانند مشروطه یعنی چه و رهبران آن چه کسانی هستند. ( و من به شخصه تار پشم لای پای (!) مظفرالدین شاه را به ده تا شیخ فضل الله نوری نمی دهم.) گاهی ناگهان هوس انقلاب اسلامی به سرشان میزند بدون آنکه اسلام و فقه آن را بشناسند. بعد هم به گه خوردن می افتند که آقا غلط کردیم اسلام بد است، بعد جو میگیرتشان و فوج فوج اومانیست(Humanist) و اتئیست(Atheist) می شوند و اعتقاد به خدا را مسخره میکنند، بعد باز جو دیگری می آید که می گوید موسوی خوب است و همه را آزاد می کند، بعد گله گله می روند به موسوی رای میدهند بدون آنکه گذشته و آرمان های اون را مطالعه کنند. بعد هم که نتیجه به نفع یکی دیگر تمام می شود موسوی می گوید تقلب شده ( کاری به راست و دروغش نداریم) اینها ناگهان جوشان عوض میشود و میریزند به خیابانها به دنبال رایشان و جنب/ش/سبز راه می اندازند بدون آنکه هدف مشترکی داشته باشند. یک عده اسلامگرایند و عده دیگر سکولاریست و عده ای هم سلطنت طلب ! بعد از مدتی هم جوشان میخوابد و جنبش به فراموشی سپرده می شود.


بعد چون با حکومت سر لج دارند هر چیز کوچکی را بزرگ می کنند و اگر احیانا ممه های مادرآقای رئیس جمهور را لولو ببرد ناگهان همه ادیب می شوند و به حرف زدن رئیس حکومت ایراد می گیرند و اگه آقای رئیس جمهور یک شعر از سعدی بخواند همه نوگرا می شوند و ادبیات را به سخره میگیرند. جو است دیگر ، حساب و کتاب که ندارد ...


خلاصه اینکه هر اتفاق کوچک و بزرگی را سوژه میکنند و فیس بوک هم شده وسیله خاله زنک بازیشان . از جمله سوژه های اخیرشان هم کنکور دانشگاه سراسری بود. ناگهان چو انداختند که « داد و فغان، سازمان سنجش 77 رشته دانشگاهی را برای دختران حذف کرده و دختران دیگر نمیتوانند مهندس بشوند» و بعد اعتراض کردند و در دانشگاه تهران تحصن کردند و مردم در فیس بوک فحش دادند ( که همانا فحش به مادر جودهندگان باد) ... حقیقتا هیچکدامشان به اندازه من ِ کنکوری دفترچه انتخاب رشته امسال و پارسال را زیر و رو نکرده اند و بلکه اصلا هیچ تحقیقی هم نکرده اند. یک نفر جو داده و هفتاد ملیون به دنبالش راه افتاده اند ...

بعد هم پوستر طراحی می کنند و شعار می دهند که «وامصیبتا ، اینها نمیخواهند دختران ایران آگاه شوند و میخواهند بی سواد بمانند و اینها از بیداری جامعه می ترسند» که (ولو حقیقت باشد) ربطی به اتفاق پیش آمده ندارد. جریان هم از این قرار است که دفترچه انتخاب رشته امسال بیش از 22000 رشته/محل داشته که تعداد 77 عدد از آنها تک جنسیتی شده است. این عدد چیزی کمتر از 0.004 رشته/محل هاست.(کمتر از 4 دهم درصد) اما این جوزدگان و جودهنگان (چنانکه در پوستر فوق میبینید) 77 رشته/محل   را با غرض‌ورزی 77 رشته می نویسند. در ضمن این 77 رشته/محل همه در دانشگاه های درجه دو و سه مانند اهواز، سیستان و بلوچستان و محقق اردبیلی بوده است .


نمونه دیگر معاصر از این جوگیری ها مسئله «تنفر از جاستین بیبر» است. یکی گفت جاستین بیبر بد است، هفتاد ملیون را جو گرفت. من شخصا طرفدار جاستین بیبر نیستم و حتی از شما چه پنهان کمی از او بدم می آید. اما دلیلش این نیست که اسمش «جاستین بیبر» است و بچه خوشگل است و همه از او متنفرند. دلیلش صرفا این است که از سبکش خوشم نمی آید و موسیقی را به نوع دیگری می پسندم. اما شخصا فکر میکنم کسی که در سن 16 سالگی در ابعاد جهانی مشهور می شود، سپس تمام سختی های شهرت و رقابت های تجاری را تحمل میکند، و با نواختن چند ساز آشنایی دارد، و در مراسم American Music Awards اجرای زنده میکند، چنین شخصی قطعا بی استعداد نیست، صرفا نمی داند استعدادش را باید در چه زمینه ای مصرف بکند. اما ملت را جو تنفر از او گرفته است، حتی کسانی که شاید شعور موسیقیشان در حد ناخن پای راست جاستین بیبر نباشد !!!


عزیزان من، بروید کتاب های امام محمد غزالی را بخوانید ... در طنز هایش یکی از اصلی ترین سوژه ها جوگیری ملت است. حیف است از ملت باذکاوتی مثل ملت ایران که یک رذیلت اخلاقی را از قرن ششم تا امروز کنار نگذاشته باشند ... حیف است !










پ.ن: اگر وبلاگ من مخاطب روشنفکرنما داشته باشد ... حالا جو میدهند که این طرفدار حکومت است و مزدور است و فلان !

اگر مخاطب وابسته به نظام داشته باشد، جو می دهند که این مشرک است و محارب است و فلانتر !!


پ.ن2: اسمش رو میذارم مکتب اتمسفریسم (Atmospherism) ... در دنیا هفتاد و پنج ملیون پیرو داره این مکتب !! خودمم جزئشون !


پ.ن3: چنان دو چشم منی، انتظار می خواهی ...


پ.ن4: کاش مسئله انتخاب مطرح نبود ... دوست داشتن کافی بود !


پ.ن5: می توان فهمید عاشق زندگی را دوست داشت / قیص هم قبل از جنون آسودگی را دوست داشت


پ.ن6: حرف زیاده ... گوش شنوا نیست که من ساکتم !


پ.ن7: همین الان بعد از ارسال این پست رفتم سایت سازمان سنجش که ببینم از اعلام نتایج چه خبر، دیدم خودشون هم یه اطلاعیه واسه شفاف‌سازی این 77 رشته زدن ... به غلط کردم انداختین بیچاره ها رو :))

نظرات (8)
شنبه 25 شهریور 1391
|+| نوشته شده توسط ریحان در ساعت 07:28 ب.ظ
بعد حتا!! اینکه ما ایرانی ها فلانیم و بدیم و فلان صفت مزخرف رو داریم خودش یه ژانر جدیدی از این جوگیری هاس که داره همه گیر میشه یواش یواش
سه‌شنبه 14 شهریور 1391
|+| نوشته شده توسط مرجان در ساعت 11:03 ب.ظ
به نظرم کاملآ درست بود . ما ایرانی ها به شدت جوگیریم . بدونه اینکه بفهمیم یهو میبینیم جو گازمون گرفته . تازه مسائل اجتماعی و سیاسی که هیچ , توی عاطفه احساس هم گاهی دچار گرفتگیه جو میشیم که این نوعش فاجعه س !
پنج‌شنبه 9 شهریور 1391
|+| نوشته شده توسط سپید در ساعت 05:29 ب.ظ
ٌٌٌٌWheRe aRe yOu...?????
چهارشنبه 8 شهریور 1391
|+| نوشته شده توسط شهرام در ساعت 05:50 ب.ظ
متن سهیل رو به فارسی بنویس بخونیم :D
چهارشنبه 8 شهریور 1391
|+| نوشته شده توسط سپید در ساعت 12:19 ق.ظ
چند وقت پیش تو تجریش رو پل هوایی یه افغانی کیف یه دختره رو زد...
یارو داشت از پله ها فرار میکرد پله ها رو شیش تا یکی میومد پایین...دختره جیغ میزد ؛دزد ! بگیرینش !
هیچکس اصلا توجه نمیکرد!ما هم در شرف بالا رفتن از پله ها بودیم!!!(من و خواهرم و بابام)
بابام شیطونیش گل کرد تا پسره رسید پایین فقط براش جفت پا گرفت!!!همین!!!!!
مردم چمع شدن...اصلا خبر نداشتن چی شده گرفتن یارو رو آی زدن...آی زدن...

منظور اینه که کلا مردم چششون به همدیگس!یارو میگه من از این بدم میاد مخاطبشم میگه آره بدم میاد!شاید اصلا ندونه یارو کیه ها...
یکشنبه 5 شهریور 1391
|+| نوشته شده توسط soheil my در ساعت 11:57 ب.ظ
dar morede 2 enghelab bayad begam ke asasan andishe ha va ahdafe poshte har 2 doros bood ama in ke badan kasani oomadan ke ba dorougho neirang tamame arman haye enghelabo be manafe shakhsi forookhtan masalei digaris ke be javgir boodane mardom rabti nadare.balke hamash zire sare oon shakhsiate penhane rahbarane ke bad az be ghodrat residan tamame ahdafo faramoush kardan !masale dovom taghire fekre falsafie mardome!avalan ke tedade humanista va atheista besiar kame va kasio jav nagerefte.bar farzam ke ziad bashan bakhshi az seire taghiro tahavole fekre mardome.motmanen bashariat bishtar danesh khodra az tarighe azmoono khata yad gerefte va nabayadd oono az eshtebah kardan tarsoond!!masale sevom jonbeshe sabze!lazeme begam etefaghan noghte atfe jonbeshe sabz in bood ke teife vasi az fekr va ideologiaye mokhtalef bood.serfan kasi hadafesh taghire nezam va taviz an ba dolate matloobe andishe siasie khodesh nabood.az hamoon soale sade shoroo mishe ke raye man koo?in ha hame tarafdare mussavi boodan va in noghte moshtark bood.be alave adam dar toole zendegish khili taghir mikone.chetor mshe mussavio 1387 o ba mussavi dorane jang moghayese kard?!!masale 4om ine ke vazehe ke reis jomhoore har mamlekati bayad effate kalam dashte bashe.dar gheire in soorat faghede liaghate va agar besh enteghad mishe nabayes be hesabe javgir boodane mardom gozasht.dar zemn ajibe ke hanouz be taghalob 2 entekhabat shak dari!!!masale 5om ineke man vaghan nemidunam hadafe hazafe in 77 reshte marboot be bazare kar va hazinehaye oone ya serfan payeen ovordane arzeshe zan !dar har 2 soorat taghsire siasat haye ghalate!masale 6om justin bieber e!fek nemikonam kasi vaghan tanafore ghalbi nesbat be kasi ke tala az nazdik nadidatesh dashte bashe!in faghate ye soojas vase troll ha va joke ha vagaran bahse tanafore ghalbi nis!hata age az sabke musicesh khoshet n

ayad.meslee man
va sallam :D
یکشنبه 5 شهریور 1391
|+| نوشته شده توسط S e P i D e H در ساعت 11:40 ب.ظ
سومین آپیه که امروز من باب همین موضوع می خونم.
دلم می خواد بالا بیارم رو جوسازی هاشون که نود درصدش از گور فیس بوک بلند میشه!
یکشنبه 5 شهریور 1391
|+| نوشته شده توسط مصطفی در ساعت 10:09 ب.ظ
در مورد اون قضیه سیاسی (پاراگراف اول) نظر خاصی ندارم ولی با حرف هات موافقم، انقدر بیکاریم که منتظریم یه مسئله جدید اتفاق بیفته و باهاش سرگرم شیم، یه روز گلشیفته، یه روز شیث ( اینطوریه ؟ ) و ...... میدونی تقصیری هم نداریم ها، رسما بیکاریم. به قول اونور ابی ها، ما کلا تو همه چیز هات و سکسی ایم! استعاره ست. ولی راست میگن، جو میگیره، بد میگیره، شعور میگیره، بد میگیره، بیشعوری میگیره بد میگیره و ......
همیشه هم دوست داریم از همه چیز گلایه کنیم، یه کار مثبتی هم برامون انجام بدم هزار تا وصله پینه میچسبونیم بهش که این کار رو برای اینکه خودشون فلان منفعت رو داره انجام میدن و ....
یادمه تو امیرکبیر به خاطر فوت یکی از دانشجو های دخترش تو خوابگاه بر اثر سهل انگاری مسئولانش یه چند روزی تحسن کردیم رو به روی دانشکده شیمی. پسری اومد و سخنرانی کرد. این ادم حرف خاصی نزد، یادم نمیاد دقیقا چی گفت، بعد هشتاد درصد این ادمهایی که اونجا حضور داشتن هو کشیدن و به طور بی رحمانه ای خوردش کردن. در صورتی که این ادم چند ترم در دانشگاه تعلیق خورده بود، به خاطر زبون تندش، و حق طلبی و جریان های سیاسی. خواستیم این رو بگم من در اون جمع احساس کردم هشتاد درصد نمیدونن برای چی حضور دارن و یه مشت جوگیره بیکار بودن و جز این چیزی نبود. این ها قشر تحصیل کرده مون هستن. ما از پایه مشکل داریم و همیشه مشکل داشتیم و هیچ وقت هم حل نمیشه. مشکل ما فقط پیاده سازی اشتباه دین و حکومت و جامعه اسلامی نیست، مشکلات بزرگتر از این رو باید اول حل کنیم. یکی از عادت هامون هم اینه که فقط حرف بزنیم، مثل من، که الان این همه حرف زدم و غر زدم یا تو، کسی کاری نمیکنه، با حرف زدن مشکلی ندارم، ولی مشکلمون اینه که "همه مون" فقط حرف میزنیم، شاید وظیفه من حرف زدن باشه، یا تو، ولی همه مون داریم حرف میزنیم و حرف و حرف. جا داشت واسه گفتن ولی دستم درد میکنه :)
خوب بود.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.